وبلاگم ♥️وبلاگم ♥️، تا این لحظه 1 ماه و 14 روز سن دارد
پانته‌آپانته‌آ، تا این لحظه 9 سال و 8 ماه و 9 روز سن دارد

❄️فرزند اول زمستانم دی ماهی ام ❄️

♡سعی کنیم مثل لیدی باگ و کت نوار یه قهرمان بزرگ و دوست داشتنی باشیم چون که این کار ممکنه ♡

دستام پوکید

بچه ها بدبخت شدم بگید چرا! چون امسال اولین نفری که سرویس میاد دنبالش منم و باید از همه زود تر بیدار شم وگرنه سرویس ده برو که رفتی و باید تا مدرسه پیاده برم و راه مدرسه ام امسال خیلی دوره چون مدرسه ام اونور شهره  خب خوبم هست چون اولین روز مدرسه هرجایی از سرویس که دلم بخواهد میتونم بشینم و اسن خوبه راننده هم زن هست چون مدرسه دخترانه است. میترسم نتونم یه دوست خوب برای خودم پیدا کنم.  میخوام با همه مهربون و خوش اخلاق باشم 😁 خب میدونی من از خیلی چیزهای مدرسه ی قبلیم بدم میومد مثل آبخوریش 🚰 مدرسه ی قبلیم وقتی بوفه پفیلا میاورد هیشکی از این قانون پیروی نمیکرد🚮  ولی خوشبختانه امسال مدرسه دخترونه ست 🚺 ولی من فکر نم...
8 شهريور 1398

پارت ۲ کتابم

من به کیتی زنگ زدم و پرسیدم آیا میتواند بیاید برویم بیرون ولی او گفت نه. رفتم و به مامان گفتم مامان گفت برو توی زیر زمین خانه ببین میتوانی چیزی برای بازی پیدا کنی. رفتم به زیر زمین دیدم که جولیکا هم اونجاست. ازش پرسیدم تو اینجا چی کار می کنی؟ او گفت حوصله ام سر رفته است آمدم چیزی پیدا کنم حالا تو به من بگو تو اینجا چه کار می کنی؟ گفتم مثل تو اومدم دنبال نخود سیاه. هر دو تا با سختی دنبال یک چیز برای بازی می گشتیم که من یک هو خرس عروسکی بچه گی جولیکا را پیدا کردم. جولیکا هم خرگوش عروسکی بچه گی من را پیدا کرد.                صفحه سوم بود    یک هو چشمم افتاد به گوشواره هایش گفتم آخر مگر ...
8 شهريور 1398