پانیپانی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره
شهریار کوچولوشهریار کوچولو، تا این لحظه: 4 سال و 16 روز سن داره
دنیای خاطراتمدنیای خاطراتم، تا این لحظه: 6 ماه و 22 روز سن داره
دوستی *.* من *.* مایا *.* سوفیا*.*دوستی *.* من *.* مایا *.* سوفیا*.*، تا این لحظه: 1 ماه و 14 روز سن داره
☆~☆دوستی من مایا ☆~☆☆~☆دوستی من مایا ☆~☆، تا این لحظه: 5 ماه و 7 روز سن داره
💜وقتی فهمیدم منو هستی فامیلیم💜💜وقتی فهمیدم منو هستی فامیلیم💜، تا این لحظه: 4 ماه و 12 روز سن داره
❤️از وقتی خاطراتم اومد توی نی نی وبلاگ ❤️❤️از وقتی خاطراتم اومد توی نی نی وبلاگ ❤️، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

♥️I Love lady bug and disnes♥️

I Love you abby. and Lady. bug 😍

happy 😆

۱۰ سال  +یک ماه 😋 love+happy=loppy 😍😂 من امروز یک سال و ۱ ماهمه🥳 خوشحالی=happy🥳 oolala😝😜 اولالا من چقدر عشق اینگلیش شدم 🤨😍😂😅 عشقمه 😂 مثله این cat noovar 😍 یا این  labiy bug😍😍😍😍 یه # ماه #  از همیشه# بزرگتر # شدم #تولدم# مبارک۱۰ +۳۰=۱۰ سال و ۱ ماه 🤩 🤗PANTEA pantea🤩   😜من # شادترین# هستم 😜 روز دختر مبارک 😙هر روز روزه مائه 😚روزمون تا ابد مبالک🥳من برم مشق بنویسم😂
20 بهمن 1398

سیلام دوستان

به نام خدا  یه روز نمیام  نی نی وبلاگ انگار صد ساله نیومدم اینقدر دوسش دارم ♡•♡ بگذریم    بگم از تولد یسنایی ☆~☆  توی راه بودیم داشتیم میرفتیم منو بابام 😁 رسیدیم رفتیم زنگیدیم مطمئن شدیم من رفتم تو و بابایی بای بای 😄 اینقدر هوا سرد بود میلرزیدم دوییدم بغل یسنا اینقدر سرد بود هوا هم خراابببب😨رفتم تو سیل جمعیت بود انگاری کل ایرانو دعوت کرده جا واسه نشستن نداشتیم 😂 یهویی مایا اومد با اسپیکر گفتیم آهنگ بزار گفت امون بدین 😂 هیچی بعدم که آرینا و دینا و نیکا و عسل و  فاطی اومدن ⊙~⊙ نیکا بیسکو تارت 😂 رفتیم نشستیم مایا مارو به زورررررررررررر کشوند وسط گفت برقصید 😂 ما هم ده بدو که رفتیم چون گیر سه پیچ ...
7 بهمن 1398

این روز هاییی که نیستم ❤️ حالا کجا هستم🤣

به نام خدا  الان دلم میخواد بندری برقصم 😂🥳💃💃💃💃💃💃 راست میگما :)) امتحان عذاب الهی رو بیست شدم یوهوووو:)) :*  اینم امتحان بنده بامشکلاتی جزئی( گرفتندند از نمیدونم چیی و نمیدونم چیی😂) این روشه  گفته باشمااااا این یکی رو یادم رفت بنویسم( رابطه ی مزخرف تقسیم که تقسیممنون تموم شده باقی مانده از مقسوم علیه کوچک تره 🙄) شما ندیدد بگیرید🤣 و اینم پشتش 😃 اصلا معلوم نبود کی نوشتع اینقدر خط ____ ای داشت 😁😁😁😂😵😵😵     خدایا شکرت که 20 شدم بدون غلط😄     و بگم از اتفاقات 🎉 اول از خ همع اینکه ما امروز یعنی 29  دی ماه باید عروسک انگشتی درست ...
29 دی 1398

تولد

به نام خدا  تولد  تولد  تولدم مبارک مبارک  مبارک تولدم مبارک 🥳 چه خوب بودا امشب! کادو ها رو بگم :  عمه جون :  یه جفت جوراب گوگولی  با دو تا کتاب که یکیش عشق منه  مامانی و بابایی مهربونم: یه گوشواره ناناز و یه گردنبد خوجل 🥰 مادر جون و بابا بزرگ : بلند گو با رنگای مورعلاقم  قرمز و سیاه  شهریار:  میکرسکوپ پیشرفته واقعی 😯 خب ممنونم از همه که برام پست تبریک گذاشتید و ممنونم از اعضای خانوادم  که اینقدر مهربونن😍 فردا هم عکس کیک و کادو ها رو میزارم...
20 دی 1398

امتحان های روی مخ مااااااااااا : بدبختی بلند مدت ماااااااا

بنام خدا  ما اولین امتحانمون ریاضی بود  دومی هدیه  سومی علوم  چهارمی اجتماعی  و چیزی که من ازش نفرت دارم که شنبه میگیره فارسی😬😬😬😬😬😬😬😬😬😬😬🤢🤮 حالم از فارسی به هم میخوره  آی دونت نه فارسی 😐 آی دونت نه مس 😨 آی دونت نه گیف  آی دونت نه علوم ( این یکی رو نمیدونم شما میدونید بگید 😅)  راستی به ما برای چی چی کتاب که یادم نیست که یه ننع مسابقه ی مزخرفه کتاب دادن که خودمم شرکت کردم که غلط کردم 😂 بفرمایید مسخره را بنگرید  در مورد چن تا ستارس از زمین میان بیرون 😐star⭐️ چن روز پیش خانوم آوین جان که خیلی دوست داشتم باهاش دوست باشم اما خودش نمیخواست من رو ناراحت کرد 🙊🙉...
18 دی 1398

کریسمس # سال نو # تولد # پرستار 😍

به نام خدا  سلام دوستان سال نوی میلادیتون مبارک😍​​​​​​ سال 2020  یا به عبارتی سال 20 و 20 😉 وووو سال 2020 و تولدش تولد خاله جونمه😙😙😙 ووووو تولد حضرت زینب (س) و روز پرستار😚😚 چقدر ما امسال تو یه روز مناسبت داشتیما😅😀😍😍 خب پس  هممممممممشون مبارکککککک😍😍😍😙😙😙😗😗😗😘😘😘😚😚 بای بای تا شادی های بعدی ...
12 دی 1398

ارتودنسی

به نام خدا  سلام بچی ها  یادتونه گفته بودم میخوام ارتودنسی کنم ؟  دیروز تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۵ رفتیم مطب دکتر بهم ارتونسی هام رو داد 🦷 ارتودنسی اونجور که فکر میکردم نبود فکر میکردم نبود !! منظورم اینه فکر میکردم ثابته ولی دیدم متحرک گذاشت که چه بهتر میتونم تولدم درشبیارم 😁😅 خاله ام هم که دندون پزشکه میگفت برات متحرک میزاره ولی من قبول نمیکردم و میگفتم نه خیرشم 😂 ارتودنسی متحرک معمولا باید رنگش رو خودت انتخاب کنی ولی اینی که برام زدن انتخاب من نبود اما کاملا به سلیقه ی من درستش کردن 🤩 خیلی ناز شده🥰 ولی یه بدی ای که داره یه دونه چیه باب هزار تا !!!! ۱) دندونم درد میگیره که طبیعیه  ۲) به خاطرش ...
6 دی 1398

شب یلدا تو مدرسه

شب یلدا توی مدرسه ما خیلی عالییی بود 🌹🌹🌹 اینقدر خندیدیم  ننه سرما مرد بود باورتون میشه 😂 ننه سرما کلی برامون قر داد 😂 برامون ساز زد 😂 جک گفت 😂 کمرش گرفت 😰😅😂 خاله فرشته بهش گفت لباست چه خوشگله خودت دوختی 🤔 گفت نه حیف ناخون هایی که اقدس خانوم برام کاشته میشه اونا ننه های قدیمی بودن الان من دست به سیاه و سفید هم نمیزنم 😅😂 بعد گفت این لباسی هم که میبینید مال مزون لباس خواهر اقدس خانومه 😂 بعدم گفت ولی من کلی کار دیگه هم انجام میدم کلاس موسیقی میرم 😐 برامون تنبک زد 😂 دف زد 😂 ویالون زد 😂 قر داد 😂 آخرشم کمرش گرفت 😨😂 هر وقت چیزی میزد من و سها و معصومه و تینا و مایا و النا با هم میگفتیم قر فراموش نش...
1 دی 1398