دختر ی به نام پانته آ الهه ی عشق و پاکیدختر ی به نام پانته آ الهه ی عشق و پاکی، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
وبلاگ دختری زمستونی عاشق برف و شادیوبلاگ دختری زمستونی عاشق برف و شادی، تا این لحظه: 3 ماه و 13 روز سن داره

سبک راپونزلی

شعر من درمورد کتاب قصه ها عوض میشوند

عاشقم کردی  حال و دل و بد کردی  ای ایبی  چرا آخه همش میری تو آینه   تو چی کار کردی  داستان هارو خراب کردی  دیونه جونا رو بردی آبی کردی  مو های راپونزلم که ریش ریش کردی  ساعتم دادی رفت آخه تو چیکار کردی  دیونه  چرا همش گریه میکنی اعصابم رو خورد کردی  تو چی کار کردی  آینه ای به پا کردی   دیونه اگه هی بری آینه فرانکی باهات قهره   تو چی کار کردی  رابین رو رها کردی  تو چی کار کردی آتیشی به پا کردی  دیونه  انقدر گریه نکن اعصابم خورد شد          پانته آ بند  ...
9 آبان 1398

از دل زمستان آمدم

  پاییز با ما چه کرده است ؟ پاییزی بارنگ های آتشین ما را گرم میکند  پاییز که میشود  دل من  پر از شور شادی میشود  چون مدارس باز میشوند  چون صبح های زیبای پاییزی را میبینم  چون برگ های درختانی که به خواب زمستانی رفتند  را  میبینم  زیبایی پاییز آخرش است  چرا ؟  چون شب یلدا میرسد ای پاییز آتشین خدا نگهدار تو تا سال بعد    سلام بر برف و بوران زمستانی  سلام بر تو ای سرمای خفته که از خواب بهاری ات بیدار شدی حالا به من...
26 مهر 1398

شعر هایم

شعر میگویم  شعر هایی از واقعیت  از رویا  از شادی ها  و شاید هم نگویم  و شاید هم بگویم  که من شاعر نیستم  من بچه ای نیز نیستم کودکی با دنیای شاعرانه  شعر های کودکانه  شعر های کودکانه  من شاعر نیستم من کودکی شاعرم  شعر هایی کودکانه  کودکانه هایم را در  اینجا یعنی  نی نی وبلاگ  مینویسم  خاطراتی کودکانه برای آینده ای کودکانه تر  شاید هم  برای شیرین خاطرات بچه گیم ام  ولی من تنها یک قسد دارم  اینکه  خاطراتم را بنویسم و  خودم در آینده آن هارا بخوانم    ...
17 مهر 1398
1