پانیپانی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره
شهریار کوچولوشهریار کوچولو، تا این لحظه: 4 سال و 16 روز سن داره
دنیای خاطراتمدنیای خاطراتم، تا این لحظه: 6 ماه و 22 روز سن داره
دوستی *.* من *.* مایا *.* سوفیا*.*دوستی *.* من *.* مایا *.* سوفیا*.*، تا این لحظه: 1 ماه و 14 روز سن داره
☆~☆دوستی من مایا ☆~☆☆~☆دوستی من مایا ☆~☆، تا این لحظه: 5 ماه و 7 روز سن داره
💜وقتی فهمیدم منو هستی فامیلیم💜💜وقتی فهمیدم منو هستی فامیلیم💜، تا این لحظه: 4 ماه و 12 روز سن داره
❤️از وقتی خاطراتم اومد توی نی نی وبلاگ ❤️❤️از وقتی خاطراتم اومد توی نی نی وبلاگ ❤️، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

♥️I Love lady bug and disnes♥️

I Love you abby. and Lady. bug 😍

باز باران با ترانه ...

باز باران با ترانه با گهر های فراوان  میخورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین  توی جنگل های گیلان  کودکی ده ساله بودم  شاد و خرم  نرم و نازک  چست و چابک  با دو پای کودکانه  می دویدم همچون آهو  میپریدم از سر جو  دور میگشتم ز خانه  میشندیم از پرنده  از لب باد وزنده  داستان های نهانی  راز های زندگانی  برق چون شمشیر بران  پاره میکرد ابر هارا  تندر دیوانه غران  مشت میزد ابر هارا  جنگل از باد گریزان  چرخ ها میزد چودریا  ...
14 آذر 1398

شعر هایم

شعر میگویم  شعر هایی از واقعیت  از رویا  از شادی ها  و شاید هم نگویم  و شاید هم بگویم  که من شاعر نیستم  من بچه ای نیز نیستم کودکی با دنیای شاعرانه  شعر های کودکانه  شعر های کودکانه  من شاعر نیستم من کودکی شاعرم  شعر هایی کودکانه  کودکانه هایم را در  اینجا یعنی  نی نی وبلاگ  مینویسم  خاطراتی کودکانه برای آینده ای کودکانه تر  شاید هم  برای شیرین خاطرات بچه گیم ام  ولی من تنها یک قسد دارم  اینکه  خاطراتم را بنویسم و  خودم در آینده آن هارا بخوانم    ...
17 مهر 1398
1