دختر ی به نام پانته آ الهه ی عشق و پاکیدختر ی به نام پانته آ الهه ی عشق و پاکی، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
وبلاگ دختری زمستونی عاشق برف و شادیوبلاگ دختری زمستونی عاشق برف و شادی، تا این لحظه: 3 ماه و 13 روز سن داره

سبک راپونزلی

سالاد # چیستان و لیدی باگ

ما فردا میمیریم  در راه مدرسه  پر از استرس برای  امتحان فارسی      خب سلام  میدونم  متن بالا یه کمی عجیبه ولی واقعیه 😦 چون ما فردا امتحان فارسی درس آفریدگار زیبایی .        کوچ پرستو ها .          و درباره ی زندگی پروین دولت آبادی  امتحان داریم  البته توی انگلیسی هم دیکته از حروف abc داریم و من زیاد استرس ندارم چون آسونه دیگه 😒 اینقدرم مشق داشتیم که نگم براتون دیگه 😁 امشب هم فوق لیسانسه ها داره من تو پوست خودم نمیگنجم  دل تو دلم نیستااااااا 😆🦸🏼‍♀️ کلا قاطی کردم 😅 صبح که بیدار شدم او...
17 آبان 1398

دریا# اقیانوس # اریل

ای کاش مثل دریای آبی بودم  در آن شنا میکردم و نفس میکشیدم  موهایم زیر آب تکان میخورد  درست مثل پریان دریایی زیبا  دمی داشتم  اما   من یک آدم معمولی هستم  دوست دارم درون آب و اقیانوس بچرخم  ماهی هارا هر روز ببینم  و با آنها به شنا بپردازم  ای کاش دریای آبی رنگ پاکیزه بود  چون اگر پاکیزه باشد آبی تر هم میشود  من در آروزه ی اینم که روزی بیاید که درون دریا تمیز باشد  شن ها با جلبک ها و گوش ماهی ها پوشیده شده باشد  روزی بیاید که همه باهم از دریای...
9 آبان 1398

امروز بدترین روزم بود

به نام خدا سلام  نپرسید چرا حالم بده چون توضیح دادم  خب اول از همه که بیدار شدم مامانی گفت برو دوش بگیر امروز ساعت ۳ باید رامسر باشیم و چون ما عباس آباد زندگی میکنیم یه چهل دقیقه یا حدود یک ساعت تا رامسر راه داریم برای همین باید سریع ناهار میخوردیم آماده میشدیم ساعت ۲ راه می افتادیم برای وقت ارتودنسی  منم که هم تبلت هم کتاب گیسو کمند ( قصه ها عوض میشوند ) هم زنان کوچک همه رو برداشتم بردم 😅😂 رسیدیم  من داشتم سکته میزدم داشتیم از خیابون رد میشدیم به مامانم گفتم مامان من دارم سکته میکنم من رو بگیر 😂 رفتیم داخل در مطب شبیه به در اتاق  عمل بود 😱 رفتیم داخل بعد ۱۰ دقیقه نوبتون شد رفتی...
2 آبان 1398

از دل زمستان آمدم

  پاییز با ما چه کرده است ؟ پاییزی بارنگ های آتشین ما را گرم میکند  پاییز که میشود  دل من  پر از شور شادی میشود  چون مدارس باز میشوند  چون صبح های زیبای پاییزی را میبینم  چون برگ های درختانی که به خواب زمستانی رفتند  را  میبینم  زیبایی پاییز آخرش است  چرا ؟  چون شب یلدا میرسد ای پاییز آتشین خدا نگهدار تو تا سال بعد    سلام بر برف و بوران زمستانی  سلام بر تو ای سرمای خفته که از خواب بهاری ات بیدار شدی حالا به من...
26 مهر 1398

خوب خوب خوب

هعی  خیلی حوسلم سر میره توی این روزای بلند و پر از مشق و جمعه های بیکاریو از همینجور چیز میزا دیگه  😭به بابایی میگم بابایی منو ببر لنگا بنی هاشمی ثبت نام کن  میگه خب اصلا چیداره اونجا کلاساش چی هست🤨🧐 گفتم خیلی چیزا داره اینقدر زیادن فکر نکنید الکی میگما شنیدم که میگم  میگه باشه میبرم خسته شدم بچه ها زمان دقیق اومدن قسمت ۲۲ قصل ۳ لیدی باگ رو پیدا کردم  زمانش ۲۸ مهر و ساعتشم ۴ عصر میشه که دیشب دفتر روزنگارم رو نیگا کردم دیدم همین یه ۳ یا ۴ روز دیگس  که البته زیاد هم نیس خب دیگه چی بگم  آهااا  خب از امروز مدرسه هم زیاد...
20 مهر 1398

میراکلس میراکلس

بچّه های گگگگگلم  خبر دارم یه خبر خیلی با شکیبایی  باید تحمل شنیدش رو داشته باشی  من که به شخصه ندارم ولی میدونم  خب  قسمت ۲۲ فصل ۳  لیدی باگ ۲۹ مهر یا ۲۸ مهر میاد که دیگه تاقتم تاق شده از وقتی تریلرش رو دیدم  دیگه واقعا دلم میخواد برم بگم آقای کارگردان دوربین رو بده دست من من ۲ روزه برات ۳ فصل دیگه می سازم   
17 مهر 1398
1