ابر قهرمان کفشدثزک پانــــــته آ💝ابر قهرمان کفشدثزک پانــــــته آ💝، تا این لحظه: 10 سال و 3 ماه سن داره
وبــــــلــــّـاگـــَ لیــــــــدی باگی من❤️💗وبــــــلــــّـاگـــَ لیــــــــدی باگی من❤️💗، تا این لحظه: 8 ماه و 5 روز سن داره
دوستی من و. نیلا😍😍😍دوستی من و. نیلا😍😍😍، تا این لحظه: 6 ماه و 20 روز سن داره

❀𝓘 𝓪𝓶 𝓼𝓾𝓹𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓻𝓸❀

I Love you abby. and Lady. bug 😍

شعر خونه ی مادر بزرگه جدید ! بخون وگرنه از دستت میره

  خونه ی مادربزرگه شده برج ستاره  مادربزرگ واحداشوداده رهن و اجاره  خونه ی مادربزرگه دیگه مهمون نداره  میگه مهمون غیر از ضرر هیچی دیگه نداره      مادربزرگه الان توی پنت هاوس میشینه  شبا از تلویزیون فشن تی وی میبینه  مادربزگه خونش کسی رو راه نمیده  میگه اینجا هتل نیست برید یه جای دیگه  خونه ی مادربزرگه دیگه مهمون نداره  میگه مهمون غیر از ضرر هیچی دیگه نداره      مادربزرگه الان شاسی بلند سواره  هر ماه میره بانکو پول روی پول میزاره  مادربزرگه الان ساپورت تنگ میپوشه  با دوستای جدیدش همش تو عش و لوشه ...
2 بهمن 1398

یه ماجرای خنده دار

به نام خدا  امروز عالییی بود   امروز دیدم یسنا اومده میگه که شکمم درد میکنه ! گفتیم چی خوردی ؟ گفت کیک خوردم احتمالا توش قرص بود! اومدم بهش گفتم ببخشید - خاک برسرت - اگر بود درجا میمردی بعدشم مگه تو کوری قرص گچی یا کپسول به اون گندگی رو نمیبینی ؟ قبول نکرد گفتم مامانم گفته که اگر اونو بخوری یه هو مهدیس گفت مامانش دکتره من در آن لحظه:-/ خب اگه اونو بخوری در جا میمیری ! قبول نکرد رفتیم پیش معاون خانوم فردوسیان خانوم فردوسیان هم حرف منو تایید کرد بعد گفت اگهنمیتونی برو توی کلاس اگرم دیدی برات سخته به مامانت زنگ میزنم گفت باشه ⊙○⊙ رفتیم توی کلاس نشستیم و هیچی دیگه ♡~♡ زنگ بعد دیدم نصف جمعیت کلاس با یسنا اومدن توی کلاس میگن یس...
2 بهمن 1398

از روزام میگم و از دوستام

بنام خدا اول از دوستا :  حدودا شنبه بود 😄 من و سوفیا و یسنا قهرقهرو رفته بودیم بیرونو داشتیم درباره ی تولد یسنا اینکه چی بپوشه و از کجا بخره حرف میزدیم 😃 که بعد از اونور آوین پر رو اومد یه چشم غره ای رفت و مارو از یسنا جدا کرد 😕 ( پر رو فک میکنی کی هستی ملکه ی انگلیسی؟) بعدا دیدم یسنا داره بهش رو میده 😑 دیدم لپش رو میکشه میگه میای تولدم ؟ اونم میگه نه !  مسخره ها هردوشون پر رو ان ایشششش 😞😒 بعداسوفیا منو کشید اونور با هم دیگه رفتیم توی حیاط که دیدیم مثلا یسنا 3 ساعته که دنبالمونه 😕😑 دلم میخواست بگم بفرما برو لپ آوین 2 ساله رو بکش شما که 5 ساله ای اصلا بهت نمیخوره 7 بهمن بشه 10 سالت:-/ اما نگفتم😅😡هیچی دیدم مایا جون داره می...
1 بهمن 1398

مسخره ترین قسمت دنیا

به نام خدا بچه ها پیشنهاد میکنم فصل 2 قسمت 17 لیدی باگ رو اصلا نگاه نکنین چوم خییییییییییلی مسخره و زخرفه 🤢 اونایی که دیدین حسمو درک میکنین 😤 بهاره تو یادته ؟ اگر یادت نیست توی نی نی کارتون هست اما پیشنهاد میکنم که دوباره نیگاش نکنی😱 خیلییییییییییییی مزخرفه حالا دوست دارید نیگاش کنید ولی دارم میگما بع حال مرینت بدبخت و بیچاره دلتون میسوزه😅🙄  
30 دی 1398

این روز هاییی که نیستم ❤️ حالا کجا هستم🤣

به نام خدا  الان دلم میخواد بندری برقصم 😂🥳💃💃💃💃💃💃 راست میگما :)) امتحان عذاب الهی رو بیست شدم یوهوووو:)) :*  اینم امتحان بنده بامشکلاتی جزئی( گرفتندند از نمیدونم چیی و نمیدونم چیی😂) این روشه  گفته باشمااااا این یکی رو یادم رفت بنویسم( رابطه ی مزخرف تقسیم که تقسیممنون تموم شده باقی مانده از مقسوم علیه کوچک تره 🙄) شما ندیدد بگیرید🤣 و اینم پشتش 😃 اصلا معلوم نبود کی نوشتع اینقدر خط ____ ای داشت 😁😁😁😂😵😵😵     خدایا شکرت که 20 شدم بدون غلط😄     و بگم از اتفاقات 🎉 اول از خ همع اینکه ما امروز یعنی 29  دی ماه باید عروسک انگشتی درست ...
29 دی 1398

دوستی

به نام خدا  موضوع : انتخاب دوست     آیا شما میدانید انتخاب دوست چگونه است ؟  آیا می دانید دوست خوب کیست ؟  اگر نمی دانید بگذارید برایتان توضیحی درباره ی این موضوع بدهم . سوال اول : انتخاب دوست یعنی کسی را انتخاب کنید برای دوستی ، یعنی اینکه کسی را انتخاب کنید که همیشه با شما خوب و صمیمی بماند . انتخاب دوست ، به این گونه است : 1) اخلاق خوب 2) مهربانی 3) بخشندگی 4) کسی که با تو بخندد 5 ) مطمئن باشی که او خیلی دوست خوبی خواهد شد .  1) اخلاق خوب : مطمئن باشید که می توانید با کمی گشتن با او بفهمید که او چه جور اخلاقی دارد .  2) مهربانی : مهربانی یعنی اینکه وقتی تو به کمک او نیا...
25 دی 1398

جوک ادامه دار

به نام خدا      موآنا :  وقتی بچه بودم  داشتم توی دریا  صدف جمع میکردم  یهو دریا جمع شد یه کپه آب جمع شد یه بالا منی که میبینید اونجا خوشحال بودم  به دلیل ترس  از یه نفر دیگه اون لحظه به جای من فیلم برداری شد 😂   السا و آنا :   آنا : السا ؟؟  السا : چی میگی ؟؟ چرا من قدرت ندارم ؟؟ من چه میدونم ! انصافه آخه ؟! چی انصافه ؟؟ اینکه تو قدرت داری من نه ؟  السا : بیا قدرت من مال تو مخمو خوردی ! مرسی بدتش  خنگ مگه میتونم بدم ؟ تو گ...
24 دی 1398